‏نمایش پست‌ها با برچسب انشا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انشا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ مهر ۲۴, چهارشنبه

انشا درباره دوست خوب

انشا در مورد بهترین دوست
بهترین دوست رفیق روز های سخت و روز های خوش بهترین دوست دوستی است که همیشه و در هر حالتی کنار ما باشد و یا به عبارتی همانگونه که ما برای او خوب هستیم او هم جواب خوبی های مارا بدهد.بهترین دوست کسی است که چه در روز های خوبی و خوشحالی و چه در روز های سخت و دشوار زندگی همیشه مانند تکیه گاهی برایمان باشد تا با او درد و دل بکنیم و از مشکلات همدیگر برای هم بگوییم و همدیگر را راهنمایی کنیم و با این اوصاف ما هم باید برای او همین کار ها را بکنیم وجوابگوی خوبی های وی باشیم.معمولا بهترین دوست ها مدت زمان زیادی با هم دوست هستند و یا اکثرا تا همیشه با هم دوست هستند که همین دلیل میشود که بهترین دوست ها هستند و مثله کوه پشت هم هستند و هیچوقت پشت یکدیگر را خالی نمیکنند.این ها تنها گوشه ای از

۱۳۹۸ مهر ۱۴, یکشنبه

متن انشا درباره اعتماد به نفس


انشاء در مورد اعتماد به نفس


در حالی که اکثر مردم به طور کلی فکر می کنند که اعتماد به نفس و عزت نفس دو نام مختلف برای یک مفهوم هستند و احتمالا به ندرت در مورد اصطلاحخودکارآمدیفکر می کنند، این سه اصطلاح از نظر روانشناسانی که به مطالعه آنها می پردازند دارای معانی متفاوتی هستند.

۱۳۹۸ شهریور ۲۲, جمعه

موضوع انشا درمورد ماه مهر

انشا درمورد ماه مهر ( دوره ابتدایی)

از خیلی ها پرسیدم ماه مهر یعنی چی؟ گفتند:(( یعنی بوی لبخند، بوی درس و مدرسه و مشق های ناتمام، بیدار شدن از خواب تابستونی و آغاز جنب و جوش مدرسه و تلاش و کوشش))
این ماه یه سی روزه ی جالبه که بچه ها را از خوش گذرونی های تابستونی جدا میکنه و اون هارو به درس و مشق و کتاب مشغول میکنه.

۱۳۹۸ شهریور ۲۰, چهارشنبه

انشا طبیعت را توصیف کنید

چگونه درمورد طبیعت انشا بنویسیم؟

همه ی ما تا به حال به طبیعت سفر کرده ایم و جنگل و دشت و درختان را از نزدیک دیده ام، ما طبیعت را شنیده ام و بوییده ایم برای نوشتن یک توصیف زیبا از طبیعت کافیست از تجارب زیبای خودتان در مواجه با طبیعت بنویسید.



۱۳۹۸ شهریور ۱۹, سه‌شنبه

انشا درمورد آسمان شب

موضوع انشا: آسمان شب

تاريک شدن زودتر از حد معمول تو زمستون اخرش کار دستمون ميده ، اينو من به دوستم گفتم يکم همديگرو نگاه کرديم شونه هاش رو بالا انداخت گفت:حالا که چى! ما که هر روز اومديم و تا اخراى شب مونديم چيزيمون نشد ..
دستمو تو جيبم کردم يکم اطرافو نگاه کردم خبرى نبود،سرد بود آسمان رو نگاه کردم هوا نيمه ابرى بود يه نفس عميق کشيدم داشتم با پام سنگ ريزه ها رو پرت ميکردم يهو احمد با مشت کوبيد تو بازوم گفت: پسر اومدن با ذوق منو نگاه ميکرد روشو برگردوند دويد سمت خيابون منم دنبالش اين همون چيزى بود که اين چند شب مارو علاف خودش کرده بود،  امتحان هاى اين مدت هم بماند که چقدر گندش بالا اومده بود فردا پس فردا خفتمون ميکرد مدير مدرسه..

۱۳۹۸ شهریور ۱۶, شنبه

موضوع انشا حیاط مدرسه دوره دبیرستان


موضوع انشا حیاط مدرسه دوره دبیرستان

در رو که باز کردم يه دنيا خاطره به سمتم هجوم آورد، يه لبخند همراه با ترس تو صورتم جاش رو به بهت و حيزت داد .
تا حدودى اينجا عوض شده بود ولى باز همون حس و حال گذشته رو داشت حداقل ساختمونش که همون بود .
مدرسه دنياى کوچيکى که چيزاى کمى داشت ولى با همين چيزا چهار سال رو گذرونديم.

تحقیق در مورد زندگی

انشا درمورد زندگی من ( دوره متوسطه)

واژه زندگی یکی از عجیب ترین واژه هایی بود که باهاش روبه رو شدم ، واژه ای تقریبا بدون تعریف که هر شخصی دیدگاه خاص خودشو داره راجع بهش و تو سنین مختلف دست خوش تغییراتی باور نکردنی میشه.